دختران توانا پاکت ناراحتیهاشون رو درست کردند و در مورد چیزهایی
که ناراحتشون میکنه و اینکه از کجا بفهمن کسی ناراحته با هم صحبت کردند
آموزش منطقهی قرمز احساسات با تمرکز بر خشم
آموزش در مورد منطقه ی زرد احساسات ( نگرانی و اضطراب و هیجان) و
علائم فیزیولوژیک و صحبت در مورد نگرانی ها
ادامهی مبحث نگرانی و اضطراب و ارائه راهکار
با هم درمورد آرامش و خوشحالی و کارهایی که باعث میشه
این احساس ها رو تجربه کنیم صحبت کردیم
با هم در مورد رویاهامون صحبت کردیم ، از اشتباهاتی که کردیم ، از موقع هایی که
عذر خواهی کردیم از کسی، وقتایی که یه چیز جدید را امتحان کردیم . بعد در مورد
این صحبت کردیم که به کدام کاری که انجام دادیم افتخار میکنیم و
همه افتخاراتمون را داخل تنگ ریختیم .
خانهی آرامش و شادی را در کنار هم کامل کردیم
صحبت در مورد آدمهای مهم زندگیشون (پدر، مادر، دوست و…)
که چه کارهایی انجام میدهند که متوجه میشوند آنها دوستشون دارند
صحبت در مورد راهکارهایی که در مواقع ناراحتی میتواند کمک کننده باشد
و تشخیص ناراحتی در دیگران و همدلی با آنها
با هم نمکدان نگرانیهایمان را ساختیم و بازی کردیم و راه حل های داخل هر خانه را تمرین
کردیم و کتابی در مورد راهکارهای پیشنهادی برای مواقعی که نگرانی سراغمان میآید خواندیم .
وارد مبحث شناخت اجتماعی شدیم و در مورد اینکه بقیه آدم ها هم احساساتی شبیه ما دارند
صحبت کردیم و در مورد آن کتاب خواندیم . دیدیم در یک موقعیت هر فرد ممکن است
احساسات متفاوتی را تجربه کند و میتوانیم از منظر نگاه دیگری به موضوع نگاه کنیم .
بعد یک بازی انجام دادیم هرکدام از بچه ها یکی از احساساتی که در طول روز تجربه کرده
بودند روی کاغذ نوشتند و به نوبت برای کلاس اجرا کردند .
با هم در مورد عدالت صحبت کردیم و با هم فعالیتی در این زمینه انجام دادیم
و درمورد احساساتمان وقتی مورد بی عدالتی قرار میگیریم صحبت کردیم
و اینکه چه کاری میتوانیم انجام دهیم
در مورد مفهوم نیاز و خواسته و علاقه و تفاوت های آنها با هم صحبت کردیم .
در مورد علایق هم مطلع شدیم و در مورد تفاوت با نیاز و علایق مشترک با هم صحبت کردیم.
همکاری بچه ها با هم و به اشتراک گذاشتن وسایلشون با هم خیلی جذاب بود .
در مورد منظر نگاه با هم صحبت کردیم و اینکه بعضی وقت ها ممکن است هرکس در
جایگاهی که هست دیدگاهی داشته باشد که صرفا متفاوت است نه درست یا غلط.
در مورد قلدری و زورگویی با هم صحبت کردیم و خودمان را جای شخصیت های داستان قرار
دادیم و در مورد اینکه اگر ما جای آنها بودیم چه میکردیم با هم صحبت کردیم و
دخترای باسوادمون روی تخته جملات خود را نوشتند